تبلیغات
دوست دار kpop - سینوهه پزشک مخصوص فرعون(28)

سینوهه پزشک مخصوص فرعون(28)

نویسنده :svjyn
تاریخ:شنبه 1 تیر 1392-02:01 ق.ظ

 

 

قسمت بیست وهشت

گفتم هر دفعه كه یكی از زن‌های این نوع منازل بطرف من می‌آمدند من بیاد تو میافتادم و همین كه قیافه تو را از نظر میگذرانیدم می‌فهمیدم كه دیگر آن زن در نظرم جلوه ندارد. (نفر نفر نفر) گفت اگر تو دروغ بگوئی هر گاه روزی من خواهر تو بشوم باین موضوع پی خواهم برد و خواهم دانست كه بمن دروغ گفته‌ای. گفتم من دروغ نمیگویم و هرگز دروغ نگفته‌ام (نفر نفر نفر) پرسید اكنون چه می‌خواهی بكنی؟ گفتم تا امروز من به خدایان عقیده نداشتم و اعتقاد به خدایان را جزو موهومات میدانستم و اكنون میروم و در تمام معبدها، بشكرانه اینكه خدایان مرا بتو رسانیدند و تو را دیدم قربانی می‌نمایم و بعد عطر خریداری میكنم و درب خانه تو را با عطر خواهم آلود تا اینكه وقتی از منزل بیرون میروی بوی عطر به مشام تو برسد و گل از درخت‌ها و بوته‌ها خواهم كند تا اینكه وقتی از خانه خارج میشوی زیر پای تو بریزم. زن گفت این كار را نكن زیرا در نظر من جلوه ندارد چون من هم دارای عطر هستم و هم گل و محتاج عطر و گل تو نمی‌‌باشم و اگر میل داری كه من خواهر تو بشوم بیا كه بباغ برویم تا اینكه من برای تو داستانی نقل كنم. گفتم (نفر نفر نفر) من تو را میخواهم نه داستان تو را. زن گفت اگر مرا می‌خواهی باید داستان مرا گوش كنی و من چون ممكن است رضایت بدهم كه امشب با تو تفریح كنم میل دارم كه باتفاق غذا بخوریم آنوقت بباغ رفتیم و من كه بوی گل‌های اقاقیا را استشمام كردم طوری بوجد آمدم كه میخواستم (نفر نفر نفر) را در بغل بگیرم ولی مرا از خود دور كرد و گفت اول داستان مرا گوش كن. نور ماه بر استخر باغ میتابید و گل‌های نیلوفر سطح استخر بر اثر شب دهان بستند و مرغ‌های شب شروع به خوانندگی كردند. بر حسب امر زن، غلامی برای ما یك مرغابی بریان و آشامیدنی آورد و ما شروع به خوردن و نوشیدن كردیم و هر دفعه كه من میخواستم (نفر نفر نفر) را در بر بگیرم او می‌گفت صبر كن و اول داستان مرا بشنو و بعد اگر آنچه گفتم پسندیدی من خواهر تو خواهم شد. ولی باز هیجان جوانی مرا وادار میكرد كه او را در بر بگیرم و مانع از این شوم كه داستان خود را بگوید و باو گفتم (نفر نفر نفر) آیا ممكن است كه من در این شب در این نور ماه بتوانم سر تراشیده تو را ببینم. زن گفت وقتی تو موافقت كردی كه من خواهر تو بشوم من موی عاریه خود را از سر بر خواهم داشت و اجازه میدهم كه تو سر تراشیده مرا نوازش كنی. (با اینكه تكرار توضیحات در این كتاب از طرف مترجم خوب نیست و خواننده را ممكن است متنفر كند باید بگویم كه در چهار هزار سال قبل از این در كشور مصر زن‌های اشراف سر را می‌تراشیدند و موی عاریه میگذاشتند و یكی از بزرگترین موفقیت‌های یك مرد نزد یك زن این بود كه بتواند سر تراشیده وی را ببیند و نوازش كند – مترجم).




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 12:15 ب.ظ
Hi there! I understand this is kind of off-topic but I had to ask.
Does running a well-established website such as yours require
a lot of work? I am completely new to blogging however I do write
in my diary every day. I'd like to start a blog so
I can easily share my experience and thoughts online.
Please let me know if you have any kind of
suggestions or tips for brand new aspiring blog owners.
Thankyou!
clash royale generator
پنجشنبه 16 آذر 1396 08:21 ب.ظ
شما برخی از موقعیت های شایسته را در آنجا ساخته اید. من در شبکه به اطلاعات اضافی در مورد موضوع نگاه کردم و بیشتر یافتم
افراد با دیدگاه شما در این وب سایت همراه خواهند بود.
imvu credit
پنجشنبه 9 آذر 1396 08:41 ب.ظ
با تشکر از وبلاگ بسیار جالب
phone psychic reading
جمعه 17 شهریور 1396 10:41 ب.ظ
این در واقع یک قطعه اطلاعات عالی و مفید است.
من راضی هستم که شما این اطلاعات مفید را با ما به اشتراک گذاشتهاید.
لطفا ما را به این موضوع آگاه کن با تشکر برای به اشتراک گذاری
cheap psychics
جمعه 17 شهریور 1396 03:51 ب.ظ
پست بسیار عالی، بسیار آموزنده است. من فکر می کنم که چرا متخصصان دیگر این بخش این را متوجه نمی شوند.
تو باید نوشتنت را ادامه دهی. من مطمئن هستم، شما یک پایگاه بزرگ خوانندگان را در حال حاضر!
free std testing near me
جمعه 17 شهریور 1396 10:15 ق.ظ
سلام، فقط از طریق وبلاگ خود از طریق Google مطلع شدید
و متوجه شدم که این واقعا آموزنده است. من قصد دارم به خاطر برزیل مراقب باشم.
من قدردانی خواهم کرد اگر این را در آینده ادامه دهید.
انسان های بیشماری از نوشته شما سود می برند. به سلامتی!
confidential std test
جمعه 17 شهریور 1396 05:12 ق.ظ
به همین دلیل مدیر این وب سایت کار می کند
بدون تردید بسیار سریع به علت ویژگی های آن، به خوبی شناخته خواهد شد.
std testing near me
جمعه 17 شهریور 1396 02:17 ق.ظ
سلام دوست عزیزم من می خواهم بگویم که این مقاله شگفت انگیز است
عالی نوشته شده و شامل تقریبا تمام اطلاعات حیاتی است.
من می خواهم پست های اضافی مانند این را ببینم
cheap phone psychic readings
جمعه 17 شهریور 1396 01:41 ق.ظ
#tran
Hi there, I discovered your blog by way of Google even as looking for a comparable subject,
your website came up, it appears to be like great.

I've bookmarked it in my google bookmarks.

Hello there, simply turned into alert to your weblog through Google, and located
that it is truly informative. I'm gonna watch
out for brussels. I'll be grateful if you happen to
continue this in future. Lots of people will likely be benefited out of
your writing. Cheers!
chaturbatetokenshack.online
پنجشنبه 12 مرداد 1396 08:40 ب.ظ
Wow! This blog looks exactly like my old one!
It's on a completely different subject but it has pretty
much the same page layout and design. Excellent choice of colors!
goodkeepsake2847.jimdo.com
سه شنبه 20 تیر 1396 09:13 ب.ظ
I think the admin of this website is in fact working hard in favor
of his web page, because here every information is quality based material.
Sheena
جمعه 16 تیر 1396 06:13 ب.ظ
This site was... how do you say it? Relevant!! Finally I have
found something which helped me. Cheers!
std home test
یکشنبه 4 تیر 1396 07:11 ب.ظ
بسیار چلیپا از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب اصل آیا واقعا نشستن درست با
من پس از برخی از زمان. جایی درون جملات
شما در واقع قادر به من مؤمن اما فقط
برای بسیار در حالی که کوتاه. من این کردم مشکل خود را با جهش
در مفروضات و شما ممکن است را خوب به کمک پر کسانی که شکاف.
در صورتی که شما که می توانید انجام من
را بدون شک بود در گم.
Houston
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:52 ب.ظ
Hi, Neat post. There is an issue together with your web site
in web explorer, could check this? IE nonetheless is the market chief and a
huge component of other folks will pass over your magnificent writing because of this
problem.
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:59 ق.ظ
I was very happy to discover this page. I want to to thank you for your time just for this fantastic read!!

I definitely loved every bit of it and I have you book-marked to see new stuff on your web site.
آرش
شنبه 1 تیر 1392 08:53 ق.ظ
یه سوال برام پیش اومده اینکه وقتی سینوهه بچه بود نفرنفرنفر زن بزرگ بود.حالا که سینوهه بزرگ شده میخاد بااون ازدواج کنه.یعنی اون زنه پیر نشده؟حداقل باید خیلی بزرگتر از سینوهه باشه نه؟فکر کنم برای جذاب شدن داستان توش دست برده باشن؟
پاسخ svjyn : نه اخه اون موقع سن ملاک برای ازدواج نبوده مگه یوسف پیامبر رو ندیدی زلیخا وقتی یوسف رفت پیششون جون بود ولی بعدا با هم ازدواج کردن حالا صبر کن ادامش رو بخون بعد قضاوت کن
آرش
شنبه 1 تیر 1392 07:30 ق.ظ
سلام آجی ممنونم که قستهای جدید گذاشتی.کاش دوقسمت بعدی رو هم گذاشته بودی آخه داستان جای حساسش رسیده نه؟نمیخام اصرار کنم ولی هرچه زودتر قسمتهای بعدی رو بزار ممنون
پاسخ svjyn : چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo