تبلیغات
دوست دار kpop - سینوهه پزشک مخصوص فرعون(37)

سینوهه پزشک مخصوص فرعون(37)

نویسنده :svjyn
تاریخ:دوشنبه 3 تیر 1392-01:28 ق.ظ

 

 

قسمت سی و هفت

من برای او یك چوب تراشیده خریداری كردم زیرا دیده بودم كه خدمه اشخاص بزرگ چوب بدست میگیرند و سپس به اسكله كشتی‌های سوریه نزدیك شدیم و من دیدم كه یك كشتی سریانی در شرف حركت است.ناخدای آن كشتی هم اهل سوریه بود و وقتی دانست كه من طبیب هستم و عازم ازمیر میباشم با خرسندی من و (كاپتا) را پذیرفت برای اینكه در كشتی او عده‌ای از جاشوان مریض بودند و امیدواری داشت كه من در راه آنها را معالجه نمایم.معلوم شد كه گوی موصوف برای ما سعادت‌بخش بوده زیرا كارهای ما سهل شد و ما می‌توانستیم براحتی سفر نمائیم و (كاپتا) كه اثر گوكشتی بحركت در آمد و ما مدت بیست و چهار روز روی رود نیل شناوری كردیم تا اینكه بدریا رسیدیم در این بیست و چهار روز از مقابل شهرها و معبدها و مزارع و گله‌های فراوان گذشتیم ولی من از مشاهده مناظر ثروت مصر لذت نمی‌بردم زیرا عجله داشتم كه زودتر از آن كشور بروم و خود را بجائی برسانم كه مرا در آنجا نشناسند. وقتی از نیل خارج شدیم كشتی وارد دریا شد و دیگر (كاپتا) نمیتوانست دو ساحل نیل را ببیند مضطرب گردید و بمن گفت كه آیا بهتر نیست كه از كشتی پیاده شویم و از راه خشكی خود را به ازمیر برسانیم من باو گفتم كه در راه خشكی راهزنان هستند و هرچه داریم از ما خواهند گرفت و ممكن است كه ما را بقتل برسانند.جاشوان كشتی وقتی دریای وسیع را دیدند طبق عادت خود صورت را با سنگ‌های تیز خراشیدند تا اینكه خدایان را با خود دوست كنند و به سلامت به مقصد برسند. مسافرین كشتی كه اكثر اهل سوریه بودند از مشاهده این منظره بوحشت افتادند و مصریهائی هم كه با آن كشتی مسافرت میكردند، متوحش شدند. مصریها از خدای (آمون) درخواست كمك میكردند و سریانیها از خدای (بعل) كمك میخواستند (كاپتا) هم خدای خود را بیرون آورد و مقابل آن گریست و برای اینكه دریا را با خود دوست كند یك حلقه مس بدریا انداخت ولی برای فلز خود بسیار متاسف شد. این وقایع قدری ادامه داشت تا اینكه پاروزن‌ها كه تا آنموقع در رود نیل و دریا، پارو میزدند دست از پاروها برداشتند و كشتی برای ادامه حركت شراع افراشت. آنوقت همه چیز آرام شد و دیگر جاشوان صورت‌های خود را مجروح نكردند و مسافرین خدایان را صدا نزدند ولی بعد از اینكه شراع افراشته شد و كشتی سرعت گرفت گرفتار حركات امواج دریا گردید. (كاپتا) وقتی میدید كه كشتی آنطور تكان میخورد وحشت كرد و یكی از طنابهای كشتی را محكم گرفت و بعد از چند لحظه با ناله بمن گفت كه طوری معده او بالا میاید مثل اینكه نزدیك است از دهانش خارج شود و بطور حتم خواهد مرد. (كاپتا) كه تصور میكرد خواهد مرد بمن گفت ارباب من از تو رنجش ندارم برای اینكه تو مرا باینجا نیاوردی بلكه خود من بودم كه بتو گفتم كه باید از طبس خارج شد و به شهرهای دیگر رفت. وقتی كه من مردم جنازه مرا بدریا بینداز برای اینكه آب دریا شور است و مانند حوض‌های شور دارالممات مانع از متلاشی شدن جنازه من خواهد شد.جاشوان كشتی نظر باینكه زبان مصری را میفهمیدند وقتی این حرف را شنیدند خندیدند و باو گفتند ای مرد یك چشم، در این دریا جانورانی وجود دارد كه دندانهای آنها از دندان‌های تمساح بزرگتر و تیزتر است و قبل از اینكه جنازه تو به ته دریا برسد تو را قطعه قطعه میكنند و می‌بلعند. كاپتا كه متوجه شد جنازه او در آب شور دریا باقی نخواهد ماند و بكام جانوران خواهد رفت بعد از شنیدن این حرف گریست.چند لحظه دیگر غلام سابق من به تهوع افتاد و بعد از او مسافرین كشتی چه مصری چه سریانی گرفتار تهوع شدند و آنچه در معده داشتند بیرون آمد و رنگ آنها تیره و آنگاه شبیه به سبز شد. من از مشاهده بیماری دسته جمعی آنها حیرت كردم زیرا در دارالحیات استادان ما،‌ این بیماری را بما نگفته بودند و من نمیدانستم بیماری مزبور چیست، بیماریهای ساری كه یكمرتبه عده‌ای زیاد را مریض میكنند معروف است و تمام اطبای فارغ‌التحصیل طبس از آن اطلاع دارند.هزارها سال است كه این بیماریها شناخته شده و وسیله مداوای آنها فراهم گردیده و علائم بیماری معلوم و مشخص می‌باشد ولی بیماری مزبور به هیچ‌یك از بیماری‌هایی ساری شباهتی نداشت و من فكر میكردم كه اگر تمام اطبای سلطنتی مصر جمع شوند نمی‌توانند آن بیماری واگیر را كه یكمرتبه به تمام مسافرین چیره شد بشناسند. بیماری مزبور نه وبا بود و نه طاعون و نه آبله برای اینكه در هر سه بیماری مریض تب میكند ولی آنهائیكه استفراغ میكردند تب نداشتند و از سردرد نمی‌نالیدند. من دهان آنها را بوئیدم كه بدانم آیا مثل بیماری وبا از دهان آنها بوی كریه استشمام میشود ولی بوی مكروه نشنیدم و كشاله ران آنها را معاینه كردم كه بدانم آیا مثل مرض طاعون از كنار ران آنها غده‌ای بیرون آمده ولی غده‌ای ندیدم و در سطح بدن هم تاول‌های مخصوص آبله بنظر نمیرسید و در بین تمام آنهائی كه استفراغ میكردند حتی یك نفر تب نداشت. متحیر بودم كه این چه بیماری مرموز است كه علائم آن در هیچ‌یك از كتاب‌های قدیم نوشته نشده و با وحشت نزد ناخدا رفتم و باو گفتم كه در كشتی تو یكمرض خوفناك بوجود آمده كه تا امروز بدون سابقه بوده زیرا من كه طبیب مصری و فارغ‌التحصیل مدرسه دارالحیات هستم از اینمرض اطلاع ندارم و بتو میگویم كه فوری بطرف ساحل برو تا اینكه بیماران را بخشكی منتقل كنیم. ناخدا گفت مگر تو تا امروز در دریا مسافرت نكرده‌ای؟ گفتم نه... ناخدا گفت اینمرض كه یك طبیب مصری مثل تو از آن بدون اطلاع است مرض دریا میباشد و علت بروز اینمرض، پرخوری است و در این كشتی مسافرینی كه مایل باشند بخرج شركت سریانی كه صاحب این كشتی است غذا میخورند و غذای آنها جزو كرایه كشتی منظور میشود ولی تو، سینوهه، وقتی وارد این كشتی شدی گفتی كه بخرج خود غذا خواهی خورد و بهمین جهت در صرف غذا امساك میكنی و لذا اكنون كه همه بیمار هستند تو سالم میباشی ولی اینها كه میدانند غذا را بخرج كشتی میخورند تا بتوانند شكم را پر ازغذا مینمایند تا بتصور خودشان فریب نخورده باشند و تا وقتی روی نیل حركت میكردیم پرخوری اینها ضرری نداشت زیرا نیل رودخانه است و موج ندارد ولی اكنون كه وارد دریا شده‌ایم اینها بعد از هر وعده غذای زیاد گرفتار همین مرض میشوند و آنچه در معده جا داده‌اند بر اثر تهوع بیرون می‌ریزد و این تهوع هم ناشی از تكان كشتی است كه آنهم بر اثر حركت امواج است. گفتم چرا در این هوای طوفانی كشتی‌رانی میكنید تا اینكه مسافرین شما اینطور مریض شوند؟ ناخدا گفت این هوا طوفانی نیست بلكه بهترین هوا برای كشتی‌رانی میباشد چون تا باد نوزد نمیتوان از بادبان استفاده كرد. بعد افزود سینوهه، با اینكه تو یك طبیب مصری هستی این علم طب را از من فرا بگیر كه علاج مرض دریا فقط غذا نخوردن است و اگر مسافر كشتی غذا نخورد گرفتار این مرض نمیشود گفتم آیا اینها كه مریض شده‌اند خواهند مرد، ناخدا گفت وقتی كشتی بساحل رسید و اینها از كشتی پیاده شدند از تمام كسانیكه در ساحل هستند سالمتر خواهند بود زیرا سنگینی معده آنها بر اثر تهوع‌های پیاپی از بین رفته است و مرض دریا وقتی ادامه دارد كه كشتی در دریا حركت میكند و همین كه بساحل رسید این مرض رفع میشود. در این گفتگو بودیم كه شب فرا رسید در حالیكه از هیچ طرف ساحل نمایان نبود و من به ناخدا گفتم در این شب تاریك كه فرا میرسد آیا تو راه خود را گم نخواهی كرد و بجای اینكه بطرف ازمیر بروی بطرف سرزمین آدمخواران نخواهی رفت. (در چهار هزار سال قبل ملل ساكن شمال دریای مدیترانه نیمه‌وحشی بودند و مصریها تصور میكردند كه آنها آدمخوار هستند – مترجم). ناخدا گفت من از خدایان كمك میگیرم و راه را گم نمیكنم تا وقتی كه روز است خدای خورشید بمن كمك میكند و وقتی شب شد خدای ماه و خدای ستارگان بمن مساعدت مینمایند و نمیگذارند بسوی سرزمین آدمخواران بروم. من بعد ناخدا را ترك كردم و بگوشه‌ای خزیدم كه بخوابم ولی تا صبح بر اثر حركات كشتی و صدای بادبانها و امواج خوابم نبرد. روز بعد قدری غذا به كاپتا دادم و او نخورد و آنوقت به من محقق گردید كه وی خواهد مرد زیرا هرگز اتفاق نیفتاده بود كه كاپتا وسیله و فرصتی برای غذا خوردن داشته باشد و از آن استفاده نیكند. هفت روز و شب، ما در دریا بودیم و روز هشتم ازمیر نمایان شد و وقتی وارد بندر شدیم بادبانها را فرود آوردند و جاشوان كشتی پارو بدست گرفتند تا اینكه كشتی را بساحل برسانند و من با شگفت دیدم كه غلام من و تمام مسافرین كه بیحال بودند بمحض اینكه كشتی وارد بندر شد برخاستند و براه افتادند و همه میگفتند كه گرسنه هستند و غذا می‌طلبیدند. من هرگز ندیده بودم كه یعده بیمار كه تصور میشد خواهند مرد یكمرتبه آنطور سالم شوند و براه بیافتند و صحبت كنند و بخندند آنوقت فهمیدم كه علم انتها ندارد و انسان هر قدر تحصیل كند باز محتاج فرا گرفتن است زیرا با اینكه ما اطبای مصری بزرگترین طبیب جهان هستیم هنوز بقدر یك ناخدای بیسواد اطلاع نداریم و همكاران من در طبس از وجود این مرض كه یكمرتبه معالجه میشود بی‌خبرند. (دریا همواره موج دارد و كشتی را تكان میدهد و تكان كشتی دو حركت بوجود می‌آورد یكی از چپ براست و برعكس دیگری از جلو به عقب و بالعكس و این دو تكان سبب میشود كه مسافران دچار استفراغ پیاپی بشوند و بیحال گردند و خود من دو بار در سفر دریائی بر اثر تكان كشتی دچار این عارضه كه موسوم به بیماری دریا میباشد شدم ولی همینكه كشتی بساحل رسید یا وارد منطقه بندری (كه در آنجا موج بوجود نمی‌آید) شد، تمام عوارض بیماری دریا از بین میرود و مسافران احساس سلامتی كامل میكنند و در هواپیما‌های امروزی هم هنگام وزش باد تند این تكان بوجود می‌آید و مسافران هواپیما كه برای بار اول یا دوم با طیاره سفر میكنند دچار عارضه موسوم به بیماری دریائی می‌شوند و ناخدای كشتی سریانی كه به (سینوهه) گفت این بیماری ناشی از پرخوری می‌باشد اشتباه میكرد چون كسانیكه غذا نخورده‌اند نیز ممكن است دچار بیماری دریا شوند. منتها هنگام استفراغ فقط زردآب از دهانشان خارج میگردد و در كشتیهای بزرگ حامل مسافر كه طول تنه كشتی سیصد متر است (مثل كشتی كوئین ماری انگلیسی كه تا این اواخر كار میكرد) مسافران دچار مرض دریا نمیشوند چون یكی از دو حركت مذكور در بالا كه حركت جلو بعقب و برعكس می‌باشد بوجود نمی‌آید لیكن حركت دیگر كه حركت از راست به چپ و برعكس است ایجاد می‌شود و تنها با ایجاد یك حركت بیماری دریا بروز نمیكند – مترجم). سوریه را باسم كشور سرخ و مصر با بنام ممكلت سیاه میخوانند (بمناسبت رنگ خاك آنها) و همانطور كه رنگ خاك این دو كشور با هم تفاوت دارد همه چیز سریانی‌ها با مصری‌ها متفاوت است. مصر كشوری است مسطح و بدون كوه ولی سوریه كشوری میباشد دارای كوه و بین هر دو كوه یك جلگه واقع شده و در هر جلگه یك ملت زندگی میكند و یك پادشاه دارد و تمام این سلاطین به فرعون خراج میدهند. در سواحل سوریه مردم بوسیله صید ماهی و دریاپیمائی ارتزاق مینمایند و در داخل اراضی وسیله زندگی زراعت و راهزنی است و قشون فرعون هرگز نتوانسته كه راهزنان سوریه را قلع و قمع كند. در مصر مردم عریان هستند ولی در سوریه مردم از سر تا پا لباس می‌پوشند و البسه خود را بوسیله پشم می‌بافند ولی همین مردم كه سراپا پوشیده با لباس هستند وقتی میخواهند احتیاجات طبیعی خود را رفع كنند بی‌آنكه به مكانی خاص بروند به این كار مبادرت می‌كنند و در هر نقطه بدون توجه باینكه سایرین آنان را می‌بینند احتیاجات خود را رفع می‌نمایند. مردهای سوریه ریش و موهای بلند دارند و هر شهر از بلاد آنها دارای یك خدا می‌باشد و برای خدایان انسان قربانی میكنند. بعضی از اعمال كه در مصر قبیح است در سوریه جائز میباشد و از جمله معاشرت زن و مرد بشمار می‌آید و در بعضی از اعیاد مردها و زنها بطور علنی با هم معاشرت مینمایند. هر دفعه كه فرعون یك صاحب منصب میفرستد كه از سلاطین سوریه خراج بگیرد صاحب منصب مذكور این ماموریت را یك نوع تبعید تصور میكند زیرا مصریها جز معدودی از آنها نمیتوانند كه با وضع زندگی سكنه سوریه كنار بیایند. معهذا در ازمیر یك معبد باسم معبد (آمون) هست و مصریهائی كه مقیم این شهر هستند به معبد مزبور هدیه میدهند. مدت دوسال من در ازمیر توقف كردم و در این مدت زبان و خط بابلی را آموختم زیرا بمن گفتند كسی كه زبان و خط بابلی را بداند بتمام كشورهای مشهور دنیا میتواند مسافرت كند و در همه جا با مردان تحصیل كرده صحبت نماید. خط بابلی را روی لوح‌هائی از خاك‌رس كه خمیر شده است مینویسند و بعد الواح را كه بوسیله پیكان نوشته شده در آتش میگذارند و مثل آجر سخت میشود. من بدوداً حیرت میكردم برای چه خط بابلی را مثل خط مصری روی پاپی‌روس نمینوسیند و بعد متوجه شدم كه كاغذ از بین میرود ولی لوح پخته شده باقی میماند و نشان میدهد كه سلاطین و امرا با چه سرعت پیمانها و وعده‌های خود را فراموش مینمایند. یكی از چیزهائی كه در سوریه هست و در مصر نیست اینكه در سوریه طبیب باید بخانه بیمار برود و هرگز بیمار یك طبیب را احضار نمی‌نماید. وقتی طبیب بخانه بیمار میرود تصور مینمایند كه خدایان او را فرستاده‌اند و حق‌الزحمه طبیب را قبل از معالجه می‌پردازند و این موضوع بنفع پزشك است زیرا بیمار وقتی معالجه شد مزد طبیب را فراموش مینماید. هر یك از اغنیای سوریه دارای یك طبیب مخصوص هستند و تا وقتی سالم میباشند باو هدایا میدهند ولی بعد از اینكه ناخوش شدند هدیه‌ای كه باید به طبیب داده شود قطع میگردد تا اینكه دوباره سالم گردند. غلام من از روزیكه ما وارد ازمیر شدیم مرا وادار كرد كه قسمتی از مزد طبابت خود را بكسانی بدهم كه به نقاط مختلف شهر بروند و اعجاز مرا در طب بگوش دیگران برسانند. كاپتا غلام من میگفت كه اگر تو در این شهر مشهور شوی مجبور نیستی كه برای معالجة بیماران بخانه آنها بروی بلكه آنها بخانه تو خواهند آمد. هرچه من باو میگفتم كه در سوریه مریض بخانه طبیب نمی‌آید بلكه پزشك باید بخانه بیمار برود او نمی‌پذیرفت و میگفت كه در آغاز اینطور است ولی بعد از اینكه مردم عادت كردند بخانه تو خواهند آمد زیرا مردم چون ابله میباشند زود مطیع مد روز میشوند بخصوص اگر آن مد از یك كشور خارجی بیاید و آنها همینكه بدانند كه رفتن بخانه طبیب مد روز است رسم خود را كنار میگذارند و رسم مصر را پیش میگیرند. یكی از كارهای كه (كاپتا) مرا وادار بانجام آن كرد این بود كه در كوچه و خیابان باطباء سوریه مراجعه نمایم (زیرا اطباء كه مجبور بودند بخانه بیماران بروند همواره در كوچه و خیابان دیده میشدند) و بآنها چنین بگویم: من سینوهه طبیب معروف مصری هستم كه تحصیلات خود را در دارالحیات باتمام رسانیده‌ام و در تمام دنیا مرا می‌شناسند و بقدری علم دارم كه اگر خدایان با من موافق باشند مرده را زنده و كور را بینا میكنم ولی علم در همه جا یك شكل نیست و بیماریها در هر كشور از نوعی بخصوص است. این است كه بشهر شما آمده‌ام تا اینكه بیماریهای این شهر را بشناسم و آنها را معالجه كنم و از علوم شما مطلع شوم. من نمی‌خواهم كه با شما رقابت نمایم زیرا برای تحصیل زر و سیم نیامده‌ام و زر و سیم برای من با این خاك كه زیر پای من میباشد برابر است. بنابراین هر وقت شما دیدی كه خدایان شما یكنفر را مورد غضب قرار دادند و او را مبتلا به یك بیماری غیر قابل علاج كردند او را نزد من بفرستید كه شاید من بوسیله كارد خود بتوانم او را معالجه نمایم. ی را دید مثل یك خدای حقیقی شروع به پرستش آن كرد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
std testing cost
شنبه 13 آبان 1396 06:24 ب.ظ
سلام، من فکر می کنم وب سایت شما ممکن است مسائل سازگاری مرورگر را داشته باشد.
هنگامی که به وبلاگ شما در فایرفاکس نگاه می کنم، به نظر می رسد خوب است، اما هنگام باز کردن در اینترنت اکسپلورر، برخی از آنها همپوشانی دارند.
من فقط می خواستم به شما یک سر سریع سر بزنم! سوای اینها بلاگ خیلی خوبی است!
std testing
شنبه 13 آبان 1396 05:25 ب.ظ
پست بسیار خوبی است من فقط بر وبلاگ شما تکان دادم و آرزو می کردم
می گویم که من واقعا از گشت و گذار در اطراف وبلاگ خود لذت بردم
پست ها. در هر صورت من به اشتراک RSS شما و
امیدوارم دوباره به زودی بنویسید
Norma
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:21 ب.ظ
constantly i used to read smaller content which as well clear their motive, and that is also happening with this
piece of writing which I am reading here.
Betsey
جمعه 16 تیر 1396 06:47 ب.ظ
What's up mates, how is the whole thing, and what you desire to say on the topic of
this paragraph, in my view its genuinely remarkable in favor of
me.
Neal
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:33 ق.ظ
Fantastic items from you, man. I have keep in mind your stuff previous to and you
are just too magnificent. I actually like what you've obtained here, really like what you are
saying and the best way through which you say it.
You're making it entertaining and you continue to take care of to keep it smart.
I can't wait to read far more from you. That is actually a terrific website.
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:10 ب.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get got an edginess over that you wish be delivering the
following. unwell unquestionably come further formerly again since exactly the same nearly a lot often inside case
you shield this increase.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo