تبلیغات
دوست دار kpop - زیبا

زیبا

نویسنده :svjyn
تاریخ:سه شنبه 26 شهریور 1392-11:31 ب.ظ

 

سلام این از قسمت اول داستانم

یه روز دیدم هیچ کاری برای انجام دادن ندارم فکر کردم برم زیر شیرونی و به وسائلام برسم وقتی از پله ها رفتم بالادیدم

ااااااااااااوووووووووووووووووهههههههههههههه چه خبره انگار بمب منفجر شده شروع کردم از همون اول جمع و جور کردن تقریبا همه جا تموم شده بود که

چشمم به یه صندوق خاکی خورد گفتم برم ببینم توش چیه یکم روش رو تمیز کردم وقتی در صندوق رو باز کردم دیدم

 یه سری عکس و اسباب بازی داخلشه اول عروسک ها رو در آوردم بعد دونه دونه عکس ها رو نگاه می کردم پشت عکسها چند کلمه نوشته شده بود

 روی یکی از عکسها نوشته بود این اولین عکس سوجین وودر سال هزار و نهصدونود چهار.مه.شش با خوندن پشت عکس متوجه شدم که

عکس بچگی خودمه ولی تاحالا ندیده بودمش چندتا عکس بعدی نوشته بود اولین لبخند اولین بابا گفتن اولین بار که وایساده بعد چند تا عکس دیدم

 که شبیه عکس هایی بود که میون و تیفا بهم نشون داده بودن و بهم میگفتن که سئوله بعدشم عکس چند تا عکس نشونم میدادن که عکس چندتا پسر بود بامزگیش این بود که عکس های میون با جی مئوپ یکی بود

  پس حدس زدم که باید اینجا سئول باشه عکسها رو بردم پیش مامان تا عکس ها رو دید تعجب کرد و

 گفت: این عکس ها رو از کجا اوردی؟

 منم گفتم :از زیر شیرونی داخل یه صندوق بود منم بازش کردم تا ببینم توش چیه وقتی باز کردم چندتا عروسک با این عکس ها توش بود چطور؟

 مگه مامان: اخه ما فکر میکردیم اون صندوق رو جا گذاشتیم تو سئول.....

 گفتم :مامان برای چی سئول بودین؟

 مامان: بابات یه ماموریت برای سئول داشت منم تورو شش ماهه حامله بودم

  گفتم: یعنی  من توسئول بدنیا اومدم....

 مامان :اره عزیزم تو. تو سئول بدنیا اومدی

  دونه دونه عکسها رو با مامان دیدیم و مامان برام تعریف میکرد بعد از اینکه همه عکسها رو دیدیم با عکس ها رفتم بالا و عکس ها رو گذاشتم تو اتاق و رفتم زیر شیروونی رو مرتب کردم

 بعدش رفتم تو اتاقم و به جی مئوپ و ایلانی و میون اس دادم من سوجین به دنیا اومده در سئول به شما سلام میکنم وظهر بخیر میگم

اولین کسی که زنگ زد جی مئوپ بود یکم دیر جوابش رو دادم تا عصبی بشه وقتی جوابش رو دادم کلی فحش داد من داشتم میخندیدم که گفت

جی مئوپ: کوفت چرا میخندی؟..... (عزیزم یکم با ادب باش)ادم رو شوکه میکنی و دیر جواب میدی؟

 منم خودم رو زدم به کوچه علی چپ و

 گفتم: برای چی شوکه شدی ؟......

جی مئوپ:خودت یعنی نمی دونی دودیقه پیش چه اسی بهم زدی ؟.....

 گفتم :ها اون رو میگی....... خوب که چی ؟

جی مئوپ:یعنی چی خوی دیووانه تو.تو سئول بدنیا اومدی من اگر به جای تو بودم جشن میگرفتم که تو سئول بدنیا اومدم وووووووووووواااااااااااااااااایییییییییییییییییی فکرش روهم می کنم که اگر من به جای تو بودم ووووووووووااااااااااااایییی خدا

گفتم :اللللللوووووووو.............(دوباره این رفت تو توهمات)ااااللللللللوووووو............. تیفا کجایی هی جی مئوپ صدام رو میشنوی ؟

جی مئوپ:آآآآآآآآآآآآآآآآآرررههههههههههه میشنوم آآآآآآآآآخ کاش من جای تو بودم سریع بلیط میرفتم میرفتم سئول هم اونجا رو میدیدم هم اوپا کیسئوپ رو هههییییییییییییییییییییی من که جای تو نیستم 

گفتم:شاید همین کار رو بکنم

جی مئوپ با تمام ذوق:راست میگی سوجین 

گفتم :نمیدونم

جی مئوپ:اگر خواستی بری به منم بگو که با هم بریم (این تیکه رو التماسی بخونین)

گفتم:فکر نکنم بخوام با تو برم سئول (باحالت شیطاانی بخونین)

جی مئوپ:خیلی بدی باهات قهرم (تورو خدا بیا و قهر کن )

گفتم : ااااااااااااااااااااااچقدر لوسی شوخی کردم اگر خواستم برم بهت میگم فعلا بای

نفر دوم ایلانی بود تا جوابش رو دادم

گفت: چه عجب این گوشیت ازاد شد داشتی با کی حرف میزدی ؟

(بچه ها چون اسمم سوجین بعضی وقتا که گفتم سوجین اشتباه نگیرین)

سوجین:با جی مئوپ

نمیدونم چی شد که شروع کرد به جیغ زدن  بعد پنج دیقه جیغ زدنش تموم شد (میگما چقدر شارژ داشته که فقط پنج دیقش رو داشته جیغ میزده)

ایلانی:وای خسته شدم (عزیزم من به جای تو بودم غش میکردم )

سوجین :من اگه جای تو بودم صدام در نمی اومد کهبخوام حرف بزنم حالا چی شد که جیغ زدی بازم سوسک دیدی ؟

ایلانی :نه بابا باورم نمیشه واقعا راست میگی؟

سوجین: چی رو ؟

ایلانی : اس رو میگم دیگه نکنه الکی بوده ؟

سوجین: کدوم اس ؟

ایلانی :یعنی الکی بوده ؟

سوجین :نه الکی نبوده

ایلانی :وااااااااایییییی خدا چه قدر برات خوشحالم  من اگر به جای تو بودم سریع یه بلیط میگرفتم میرفتم سئول تا هم اونجا رو ببینم هم اوپا ایلای رو میدیدم

سوجین : تموم شد ؟

ایلانی: ااااااااااااااررررررررررررررررررررررههههههههههههه

 سوجین :نمیدونم شاید برم

ایلانی :پس اگر خواستی بری به منم بگو تا با هم بریم

سوجین :باشه به تو هم میگم

ایلانی : مگه جی مئوپ هم بهت گفته که به اون هم بگی ؟

سوجین:اره اونم گفته

ایلانی : وای چه شود

نفر سوم میون دختر خلم بود (که در واقعیت هم دختر خالمه) 

میون: وای خسته شدم از بس دکمه تکرار رو زدم تا ازاد بشه اشتی با کی حرف میزدی؟

سوجین: اولا که سلام دوما داشتم با تیفا و سالی تیر حرف می زدم

میون :ببخشید سلام ااااااااااااااااااااا همیشه من اخرم



نوع مطلب : زیبا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ask a psychic
چهارشنبه 10 آبان 1396 04:56 ب.ظ
من از این پسر عموی من این وبسایت را پیشنهاد کردم. الان من هستم
مثبت نیست که این ارسال از طریق نوشته شده باشد
او را به عنوان کسی دیگر نمی دانند چنین هدف قرار تقریبا مشکل من.
تو باور نکردنی هستی با تشکر!
synonymousparis66.soup.io
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 07:44 ب.ظ
I am sure this paragraph has touched all the internet visitors, its really really pleasant piece of writing on building up new webpage.
Delores
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:39 ق.ظ
As the admin of this website is working, no question very soon it will be well-known, due to its feature contents.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:11 ب.ظ
I've learn a few just right stuff here. Definitely value bookmarking for revisiting.
I surprise how a lot attempt you set to create this sort of
magnificent informative site.
داداشی
سه شنبه 2 مهر 1392 11:34 ب.ظ
سلام آجی
داستانت رو خوندم و قشنگ بود
با گوشی میام و فعلا نتونستم بقیش رو بخونم
ادامه کارتو زودتر بذار که مشتاقم
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo