تبلیغات
دوست دار kpop - زیبا

زیبا

نویسنده :svjyn
تاریخ:سه شنبه 2 مهر 1392-04:33 ق.ظ

زود برین ادامه قسمت چهارم

میون:خوب حالا بریم سراغ گروه بعدی اسم این گروهinfinite  اسم اعضا گروهشون

چهار نفر بالا :از سمت راست L،سونگ یئول،ووهیون،سونگ جونگ

سه نفر پایین:از راست دونگ وو،سونگ کیو،هویا

خوب حالا بریم سراغ کلیپ هاشون این کلیپ مرد عاشق خیلی قشنگه

سوجین:آره قشنگه وای این سونگ کیو چه قدر خوشگل میخونه

میون:اخه لیدر گروه

سوجین:لیدر لیدره اه اه اقا لیدره (مثل خنده بازار بخونید)

بعد دو ساعت این گروه هم تمومید

مامان زنگ زد و

 گفت: که چرا نمیای خونه دختر دیروقته ها؟

ساعت روکه نگاه کردم حدود ده شب بود به مامان

 گفتم:مامان میشه من امشب این جا باشم ؟

مامان :بشه بمون عیبی نداره

سوجین:ممنون مامانی بای

مامان:بای

سوجین:میون چرا بهم نگفتی ساعت چنده که برم خونه حالا مجبوری من رو اینجا تحمل کنی

ییییییووووو ها ها هاه اها اها ها هاه ها ها اههههههههههههههه

میون:چی میگی تو بیا بشین بازم کلیپ ببینیم

تا خود صبح بیدار بودیم و یدم کلیپ گروه های مختلف رو میدیدیم بعضی از گروه ها رو نمیشناخت ولی کلیپشون رو داشت ساعت نه بود که دیدم چشام سیاهی میره که به میون

گفتم:هی مسون من حالم خوب نیست دیگه میرم خونه باشه

میون هم که داشت خمیازه میکشید

گفت:هههههههههههههههاااااااااااااااااامممممممممممم باشه برو تا منم بخوابم

وخودش رو پرت کرد رو تخت منمتو راه خونه مثل معتادا تلو تلو می خوردم هر کسی تا منو میدید

ازم فاصله میگرفت وقتی رسیدم خونه حالم بد شد و سریع رفتم دستشویی وقتی از دستشویی اومدم

بیرون مامن که تازه بیدار شده بود یهو شوکه شده

گفت:تو با خودت چی کار کردی رنگت مثل کچ شده دختر

سوجین:من هیچی فقط یکم خوابم میاد همین

مامان:بیا بریم اتاقت کمکت میکنم

سوجین:بریم

همین که یه قدم برداشتم افتادم زمین و فقط دیدم مامان دویید طرفمو داشت بابا رو صدا می زد دیگه

چیزی نفهمیدم

وقتی چشمام رو باز کردم دیدم تو یه اتاق کاملا سفید هستمو هیچکسی هم نیست خیلی ترسیدم و

شروع کردم به جیغ زدن که یه نفر از پشت دهنم رو گرفت و

گفت: عشقم چرا جیغ میزنی من که پیشتم  بعد اومد جلومو منو بغل کرد منم نمی دونم چرا این قدر

آغوشش برام گرم بود و اروم شدمو داشتم گریه میکردم که

گفت:هههههییییییی چرا تو خواب گریه میکنی ؟

سوجین:عشقم من تو بغل تو دارم گریه میکنم و اصلا خواب نیستم

که یه لحظه صورتم سوخت همین که چشمام رو باز کردم دیدم مسون بالا سرمه

میون:اخخخخ بلاخره بیدار شد حالا چرا تو خواب داشتی گریه می کردی

سوجین:من گریه میکردم برو بابا دروغ گو اخه من کی تو خواب گریه کردم هههاااااااننننن بگو

میون:باشه من چیزی نمی گم خودت برو تو آیینه خودت رو نگاه کن اشکات هنوز رو لپاته

سوجین:نخیر هم اصلا اشکی نیست

همین که رفتم جلو آیینه دیدم راست میگه

سوجین:من حرفی زدم تو خواب

میون:نه فقط گفی عشقم منتو بغل تو دارم گریه می کنم

سوجین :جدی

میون:حالا راستشو بگو عشقت کیه

سوجین: کدوم عشق

میون:حالا که رفتم به خاله گفتم معلوم میشه

بعد دویید پایین و منم دونبالش رفتم تو آشپز خونه تا وارد آشپز خونه شدم مامان تنها بود

گفت:خوبه بعد دو روز خوابیدن سر حال شدی

سوجین: چی دو روز

مامان:بله دو روز صبح که از خونه خالت برگشتی غش کردی تا الان

سوجین:نننننههههههه من می خواستم برای رفتنمون میهونی بگیرم

مامان:میون بهت نگفته ؟

سوجین:نه چیو؟

مامان:گفتم میون بیاد تا با هم برین لباس بخرین فردا شب مهمونی داریم برای خدافظی کردن از همه

سوجین: وای مامان عاشقتم ممنون که این کارو کردی

میون:خاله من به جی مئوپ و ایلانی هم زنگ زدم تا با هم بریم عیب نداره

سوجین :تو کجا بودی هههاااننننن

 



نوع مطلب : زیبا 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Jewell
پنجشنبه 16 آذر 1396 09:31 ب.ظ
Magnificent beat ! I would like to apprentice even as you amend your website, how can i subscribe for a weblog site?
The account helped me a appropriate deal. I were a little bit familiar of this your
broadcast offered shiny transparent concept
How do you get taller in a day?
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:00 ب.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say that
I've truly enjoyed surfing around your blog posts.
In any case I will be subscribing to your rss feed and
I hope you write again soon!
http://unevenjuvenile327.exteen.com
شنبه 14 مرداد 1396 06:46 ق.ظ
Excellent article! We are linking to this great post on our website.

Keep up the good writing.
بهار
شنبه 11 آبان 1392 10:44 ب.ظ
هروقت ادامشونوشتی خبرم كن..راستی توداستانت جاداری منم بیام باكوین یاایلای
پاسخ svjyn : عزیزم چون اسم کس خاصی رو نزاشتم بغیر از خودم که سوجینم میتونی خودت رو بجاش بزاری
داداشی
جمعه 5 مهر 1392 01:20 ق.ظ
بازم سلام آجی
خیلی داستانت توپه بوس بوس
خیلی لوسی که جواب نظرات رو نمیدی دختر بد
جواب نظرات رو بده حتی با شکلک، خخخخ به قول خودت
و باز هم موفق باشی و ادامه دار باشه جیگر
بای آجی جونم
پاسخ svjyn : چشم چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo